تبليغاتX
ورزش های زورخانه ای میراث معنوی ایرانیان - رادی پهلوانان: گفتاری پيرامون رادی و مراسم گلريزان زورخانه

ورزش های زورخانه ای میراث معنوی ایرانیان

درباره ورزش های زورخانه ای باستانی و پهلوانی و جوانمردی، ZURKHANEH, الزورخانة

رادی پهلوانان: گفتاری پيرامون رادی و مراسم گلريزان زورخانه

واژه ی جوانمرد از نظر ساختار دستوری از دو کلمه ی جوان( =صفت) و مرد(= اسم ) تشکيل شده است. مقصود از جوان در مفهوم ظاهری کلمه همان دوره ی جوانی است که شکوفايي صورت و جسم است اما در معنای مجازی در مفهوم سالک رونده است که اوج شکوفايي سيرت و جان است.اين صفت و موصوف هنگامی که مقلوب می شونديعنی مرد جوان تبديل به جوان مرد می شود چنان بار سترگ معنايي می گيرد که بی درنگ ذهن از خامی به پختگی و کمال می رسد.

گروهی از ايرانشناسان بر اين عقيده اند که" هفتخوان های رستم و اسفنديار در شاهنامه ی فردوسی "بازتاب آيينی است برای گذر از مرحله ی نوجوانی و رسيدن به مردانگی و جوانمردی . هفت خوان ، هفت منزل و گذرگاه راه عشق است . مثل هفت مرتبه ی آيين مهری و در امتداد زمان هفت مرحله ی سير و سلوک عارفان "1 و يا مراتب چند گانه ای كه در زورخانه ها وجود دارد ، مانند كهنه سوار، مرشد، پيش كسوت، صاحب زنگ، صاحب تاج، نوچه و جز آن .
بحث نظری و عملی جوانمردی پس از اسلام در فتوت نامه ها ی گوناگون آمده است.

در فتوت نامه ی عبدالرزاق کاشانی می خوانيم که :
" جوانمرد انسان آزاده ای است که برای رسيدن به مرتبه ی او بايستی مراحلی را سپری کرد . مرحله ی نخست مرحله ی مروت است ، اما مراد از آن مروت ، خصوصياتی است که انسانيت انسان را تشکيل می دهد ... وقتی می توان سخن از فتوت (= جوانمردی) به ميان آورد که همه ی عوامل شر رها شده و نيروهای ناشی از خير بر شر چيرگی يافته و فضيلت و عدالت و نجابت مصداق پيدا کرده باشد. "2

جوانمردی در فتوت نامه ها بر پايه سه اصل توصيف شده :
نخست شريعت: يعنی راست گفتن و تسليم شدن کامل به قوانين الهی ،
دوم طريقت : يعنی راست ديدن و درست عمل کردن
سوم حقيقت : يعنی درست بودن و خود شخص به خود راستی تبديل شدن .3

عنصرالمعالي در خصوص جوانمردی گفته است :
" چون نيك بنگري بازگشت همه چيزها بدين سه شرط باشد : اول خرد ، دوم راستي ، سوم مردمي"

در کتاب مينوی خرد، يکی از نامه های ارزشمند دينی دوره ی ميانه ( ساسانيان) ، نيز بر سه اصل تاکيد شده است : اول خرد ، دوم راستی ، سوم رادی .
در اين گفتار به يکی از ويژگی های جوانمردی يعنی " رادی " پرداخته می شود که اين ويژگی در صورت بيرونی همانندی نزديکی با مراسم گلريزان زورخانه دارد.

رادی و مراسم گلريزان :

بهين رادی آنگه که بي درد و خشم ببخشی نداری به پاداش چشم
چو از داد پرداختی راد باش وزين هر دو پيوسته آزاد باش
(اسدی طوسی)

رادی به معنی بخشندگی از مصدر ra به معنی بخشيدن است . اين واژه در اوستا و سانسکريت به صورت rati و در متون دوره ی ميانه به صورت radih رادی در مفهوم داد و دهش و بخشندگی آمده است. امروزه نيز اين واژه به همين معناست . چنانچه که اسم و صفت های ترکيبی نيز با آن ساخته شده مانند : رادمرد و راد منشی و بي هيچ ترديدی جوانمرد و جوانمردی در رديف اين واژه ها قرار دارند.همانا کسی شايسته اين صفت است که بخشنده و بزرگوار است.
در متون باستان از جمله در کتاب اوستارادیچون ايزدی ستوده شده (هفت تن يشت، بند 3 ، ونديداد 19،بند 19) در اين کتاب می خوانيم :

"رادی چون ايزدی است که نگهبان بخشندگی و دهش و جوانمردی است و هر کس که دست مستمندی گيرد و نيازمندی را ياری رساند پس رادی از او خشنود خواهد گشت و بين او و پروردگار ميانجی خواهد شد. "
در متون دوره ی ميانه ( دوره ی ساسانيان) نيز از جمله کتاب مينوی خرد درباره ی رادی بسيار سخن رفته است. در اين کتاب چنين آمده:

از برای نيک نامی و رستگاری روان رادی خوشتر است.1

در شاهنامه فردوسی نيز واژ ه ها ی راد و رادی در بافت های گوناگون به کار برده شده :

همه مردمی بايد آيين تو همه رادی و راستی دين تو

نام کسان نيز با پيشوند راد در شاهنامه به دو صورت آمده مانند :
راد بُرزين که نام يکی از سرداران بهرام گور است.
بياورد هم قارِنِ بُرزمهر دگر راد بُرزينِ آژنگ چهر
يا راد فرخ که نام يکی از بزرگان در زمان هرمزد پسر انوشروان است:
کجا راد فرخ بدی نام اوی همه شادی شاه بد کام اوی

آيين زورخانه ای آيينی بيرونی و درونی است . بيرونی از آن جهت که با به کار بردن ابزارهايي که ويژه ی اين ورزش است به پرورش جسم و اندام پرداخته می شود و درونی از آن روی که کنش هايي جوانمردانه دارد به گونه ای که اين ورزش را تبديل به آيينی کرده است. با گذری بر گذشته هايي دور و باور پيشينيان خود ، خواه مهريان ، خواه شواليه ها ، خواه عياران و فتيان در می يابيم که تنها فاصله ای ظاهری به گستردگی هزاره ها ميان ما و تاريخ وجود دارد چرا که روح همگی يکسان است.
در آيين زورخانه ای علاوه بر ورزش جسم و پرورش آن که نيازمند ابزارهايي بيرونی چون: سنگ و تخته و ميل و کباده است که صورت نمادين برخی از افزارهای رزمی دوران باستان چون :سپر و گرز و کمان است ، ورزش و پرورش روح نيز جايگاه ويژه ای دارد که آن نيز نيازمند ابزارهايي درونی چون : فروتنی ، رادی ، راستی ، سپاسداری ، خردورزی ،نبرد با ديو درون و بسياری ديگر است.
در کتاب مينوی خرد همانندی تمثيلی زيبايي ميان افزارهای بيرونی و درونی آمده است :

" پرسيد دانا از مينوی خرد که چگونه می توان پروردگار را خشنود ساختن و چگونه می توان بهشت برين را از آن خود کردن و چگونه می توان اهريمن را به ستوه آوردن و از دوزخ تاريک رستن؟
مينوی خرد در پاسخ چنين گفت :
" اين که مردمان از قناعت (= خرسندی) زره کنند ، از راستی سپر سازند ، از رادی تير سازند ، از پيمان شناسی نيزه سازند و از کوشش گُرد (= نوعی سلاح ) سازند. "1

باز جايي ديگر می خوانيم که :
از برای روان رادی بهتر است .
از برای همگان راستی بهتر
از برای پروردگار سپاسداری نيکو تر
از برای خويشتن دانش
از برای هر کاری فروتنی1

نظير همين ويژگی ها در آداب ورسوم درونی زورخانه ای نيز وجود دارد آدابي که چهره ی بيرونی آن نمودهاي زيبايي پيدا می کند مانند :
اظهار فروتنی ، چنان که در ورودی زورخانه کوتاه گرفته می شود تا هر کس در هر مقامی با فروتنی وارد شود.
طهارت و پاکيزگی ، که نماد پاکی است و از راستی روح و روان برمي خيزد.
ادای احترام به گود با بوسيدن آن هنگام ورود به آن که نماد قدم بوسی پوريای ولی و سپاسداری گود است .
احترام به هماورد، که همانا خوی جوانمردی است .
رخصت گرفتن ،که نماد تکريم بزرگان است .
و گلريزان که نماد رادی و بخشندگی است.
اهالی زورخانه خوب می دانند که در زورخانه مراسمی است به نام " مراسم گلريزان ". مراسمی که به مناسبت هايي مبالغی گرد آورده می شود تا ارزانی مستمندان و نيازمندان گردد مناسبت هايي چون :کشتی گرفتن دو پهلوان يا آشتی دادن دو پيش کسوت و زدودن کدورت ميان آنها يا دستگيری مستمندان و نيازمندان ، يا گشايش زورخانه ای يا رونق بيشتر بخشيدن به ورزش در محل يا ياری رساندن به مردمان به هنگام بروز بلايای طبيعی.*
نمونه ی بارز ، زيبا و پويای رادی و رادمنشی در آيين زورخانه ای همين مراسم گلريزان است.
مراسمی که به يک باره بوجود نيامده بلکه نشات گرفته از بخشندگی پهلوانان است . چنان که مهری بوده که مهرکده ای ساخته شده , عياری بوده تا عيار پديدار شده و عرفانی بوده تا خانقاهی بر پا شده است. شايد بتوان مراسم گلريزان را مراسم رادان نيز نام نهاد چرا که بن مايه ی آن بخشندگی است و رادی يکی از صفت های برجسته ی جوانمردی است.

در مقايسه ايي ميان ساختار زورخانه ای و آنچه که از پيشينيان به جای مانده است در مي يابيم که نمونه بيرونی بخشندگی و رادی و سخا در مراسم گلريزان به تمامي متجلی است .
در پايان از آن جايي که روح پهلوانی و جوانمردی آهنگ ويژه ی اين سرزمين و فرهنگ است انسان هزاره ی سوم بر اين باور است که :
روزی خواهد آمد که رادی و جوانمردی در تمامي کوی ها و برزن ها قدم زند.
روزی خواهد آمد که خانه ها همه خانه ی جوانمردی شوند.
روزی خواهد آمد که هر پيشه ای فتوت نامه ای داشته باشد.
و روزی خواهد آمد که آيين مهرورزی و عياری و فتوت و زور خانه ای آيينی به تمامی جهانی شود.

آمين

هايده صيرفی
دکترای تخصصی فرهنگ و زبان های باستانی

 

 

كتاب نامه:

بهار، مهرداد، اديان آسيايي، چشمه، تهران، 1375ش.
بهار، مهرداد، جستاري چند در فرهنگ ايران، فكر روز، تهران،1373ش
پورداود ،ابراهيم،(مترجم)يسنا، اساطير، تهران، 1380 ش.
پورداود ،ابراهيم،(مترجم)يشت ها، اساطير، تهران، 1377 ش.
تفضلي،احمد;تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام،تهران،سخن،1376
تفضلی ، احمد ( مترجم) ، مِينوی خرد ، توس ، تهران ، 1364
سمك عيار، فرامرز بن خداداد بن عبدالله الكاتب الارجاني ، به تصحيح پرويز ناتل خانلري ، تهران ، بنياد فرهنگ ايران، 2536،
کربن ، هانری ، آيين جوانمردی،ترجمه احسان نراقی ، سخن ، تهران 1382
مختاري، محمد، حماسه در رمز و راز ملي، تهران،قطره،1368
مختاري، محمد، حماسه در رمز و راز ملي، تهران،قطره،1368
مسکوب ، شاهرخ ، تن پهلوان و روان خردمند ، طرح نو ، تهران ، 1381
ورمازرن، مارتن، آيين ميترا، ترجمه بزرگ نادرزاد، چشمه، تهران، 1372 ش.
Kellens,J.Pirart,E,(1990) Les texts vieil-avestiques,Vol.ІІ,Wiesbaden
Mackenzie,D.N,(1971) Pahlavi Dictionary, London

 

زورخانه / پهلواني / جوانمردي / دكتر صيرفي / دكتر هايده صيرفي / سايت ورزش و فرهنگ / سايت شخصي سيد امير حسيني

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 13:1  توسط فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای   |