فتوت نامه ى سلطاني
دریافت فایال کتاب:
نسخه MS-WORD
نسخه PDF
فتوت در لغت عرب صفتي است كه از كلمة < فتي > مشتق شده است همانگونه كه رجولت از رجل و ابوّت از اب و اخوّت از اخ و امومت از امّ و انوثت از انثي و مانند آن. فتي نيز در لغت عرب، تازه جوان و كسي را گويند كه پاي در دوران جواني نهاده و روزگار خوش شباب را آغاز كرده است. در فرهنگها فتوت به ضم اول و دوم و تشديد و فتح سوم را < جوانمردي و مردمي> معني كردهاند (منتهيالارب) و فتَيٰ به فتح اول و الف كوتاه در آخر، به معني جوان و جوانمرد نيكوخوي است. فتي به كسر اول جوانسال از هر چيز و فتاء بر وزن سماء جواني و جوان شدن و جوانمردي نمودن است.
...اگر پرسند كه رنگ كبود كه را زيبد؟ بگوي رنگ كبود رنگ آسمان است و كسي را زيبد كه در حال خود ترقي كرده باشد، و روي به بالا نهاده و آسمان كه مقر ملائكه است به رنگ كبود مينمايد. اگر رنگي از اين شريفتر بودي بدان رنگ نمودي؛ و گفتهاند اين رنگ جامة مصيبزدگان است كه طالبند و طالب مصيبتزده بود خاصه در طلبي كه آن را نهايت نيست. هركه اين رنگ جامه پوشد بايد كه چون آسمان عاليقدر و بلندهمت بود و بر همهكس سايه افكند و روز و شب از حركت طلب نياسايد.
اگر پرسند كه خود رنگ از آن كيست؟ بگوي اين رنگ خاك است و از آن مردم نيكونهاد و خاكي و متواضع. هركه اين رنگ جامه پوشد بايد كه صفت تحمل بر وي غالب باشد به مثابهاي كه اگر چون خاك لگدكوب هر بيباك گردد ننالد و به عوض خار جفا گُل مهر و وفا از بوستان صدق و صفا بروياند و غير از اين رنگهاي ديگر كه باشد هريكي را توجيه مناسب توان گفت.
اگر پرسند كه جمعي سياهپوشان ميگويند ما به جهت آن جامه سياه كردهايم كه نفس را به تيغ مجاهدت كشتهايم و در ماتم او نشسته و جامة ماتمزدگان سياه باشد، اين سخن چگونه است؟ بگوي اين سخن اصلي ندارد براي آن كه نفس را كه به تيغ مجاهدت كشتهاند مسلمان بوده يا كافر؟ اگر مسلمان بوده كشتن آن جايز نيست و اگر كافر بوده ماتم او داشتن روا نه.
اما طايفة ديگر كه در اطوار انوار سبعه نور سياه بر ايشان متجلي شود به رنگ آن جامه ميپوشند ايشان را ميزييد و حال ايشان حالي ديگر است.
...